عباس حیدرزاده
 

پژوهش ها

جلوه های ایثار در زندگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم
جلوه های ایثار در زندگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)                عباس حیدرزاده
چکیده
          حضرت فاطمه(سلام الله علیها)به عنوان آینة تمام نمای صفات الهی، الگوی کاملی برای همة انسانهاست تا هر انسان طالب کمالی با پیش رو قرار دادن رفتار و فرمایشات ایشان راه سعادت ابدی را طی نماید.
 مقاله حاضر در پی برّرسی جلوه های«ایثار»در زندگی حضرت فاطمه(سلام الله علیها)است. دراین راستا ایثار آن حضرت در دو بخش «مادی و معنوی» مورد تحقیق اجمالی قرار گرفته و در پایان هر بخش پیام های مربوط به آن موضوع ذکر شده است.
روش تحقیق در این نوشتار ترکیبی از کتابخانه ای، دیجیتالی می باشد. همچنین در پایان این نتیجه بدست می آید که ایثار نردبانی است که انسان را به مقام قرب الی الله می رساند. 
کلید واژه ها: حضرت فاطمه(سلام الله علیها) ،ایثار، انفاق، امداد مجاهدان 
 
مفهوم ایثار
           «ایثار» از خود گذشتگی، ترجیح دادن دیگران بر خود در عین نیازمندی، و نیز غرض دیگران را بر غرض خویش مقدم داشتن است. از خود گذشتن و بر طرف کردن نیازهای دیگران با وجود داشتن نیازمندی ایثارگریست. صفت ایثار در تعالیم اسلامی بسیار مورد توجه قرار گرفته و بدان اهمیت ویژه داده شده است تا آنجا که از آن به عنوان«اعلی المکارم» و برترین صفات اخلاقی نام برده شده است.
قرآن کریم از خود گذشتگی انصار هنگام ورود مهاجرین به مدینه را ستوده است، آنان در عین نیاز شدید خانه و اموال خود را در اختیار مهاجرین قرار دادند.
«وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ...»(حشر:9)
و هر چند در خودشان احتياجى (مبرم) باشد، آنها را بر خودشان مقدّم مى‏دارند.
         ایثار، انفاق، گذشت، خیرخواهی ومانند اینها مبتنی بر«دیگرخواهی»است و مسلمان واقعی، کسی است که تنها در فکر خود نبوده و بین خود و همنوعان خود فرق نگذارد منافع آنها را منافع خود بداند ودر موارد لزوم آنان را بر خود مقدم دارد.
        بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه(سلام الله علیها)درپیروی از قرآن کریم جلوه های بسیاری از ایثار را در زندگی کوتاه خود خلق کرد که ما آن را به دو بخش «مادی و معنوی» تقسیم نموده و به نمونه هایی از آن اشاره خواهیم کرد.
ایثار مادی
            فاطمة زهرا(سلام الله علیها) در مدت عمر کوتاه و با برکت خود ثابت كرد كه يك زن مى تواند تمام افتخارات انسانى را به دست آورد و در عين حال شيوه‏ى زندگى‏اش سرمشق همه‏ى مادران و همسران جهان باشد او شخصيت و عظمت زن را در تجملات زندگى و جامه‏هاى رنگارنگ نمى‏دانست،بلكه او برترين زينت زن را در عفت، عصمت و تربيت فرزندان شايسته جستجو مى كرد. او صفاى خانه را در فرشهاى گران قيمت و كاخهاى سر به فلك كشيده نمى‏دید ، بلكه از تجملات و تشريفات پر زرق و برق به شدت برحذر بود.
 دختر گرامی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)در حالی که زندگی بسیار ساده ای داشت وقتی نیازمندی   به او مراجعه می کرد با تمام وجود آنچه که داشت دراختیار او می گذاشت.
گردنبند
           جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت مى‏كند پير مردى از مهاجرين  در مسجد مدینه حضور  پيامبر(صلى اللَّه عليه و آله)شرف یاب شد و عرض کرد یا رسول الله من گرسنه‏ام، برهنه‏ام ،تهيدستم کمکم کنید، حضرت فرمود: من كه چيزى همراه ندارم ولی(الدال على الخير كفاعله)
«راهنماى کار خير مثل انجام دهنده کار خير است»                                                             بلال، این مرد را درِ خانة دخترم فاطمه ببر. بلال این پیر مرد را درِ خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) برد، پیر مردگفت:یا فاطمه، مسجد خدمت پدر بزرگوارتان بودم گفتم گرسنه ام، برهنه ام، تهیدستم حضرت فرمود: خدمت شما برسم. فاطمه زهرا (عليها السّلام) آن پوست گوسفندى كه حسنين(عليهما السّلام)روى آن مي خوابيدند را برداشت و به پیرمرد داد، پیرمرد گفت: این پوست فقط من را می پوشاند، درحالیکه من هم گرسنه وهم تهیدستم،وقتى حضرت زهرا(سلام الله علیها)اين سخن را شنيد گردن‏بند خود را كه فاطمه دختر حمزة بن عبد المطلب به عنوان هديه برايش آورده بود از گردن خود باز كرد وبه پیرمرد داد و گفت: اين گردنبند را بگير و بفروش، شايد خداى مهربان بهتر از اين را به تو عنایت فرمايد.
پیرمرد گردنبند را گرفت به مسجد آمد گفت: يا رسول اللَّه! اين گردن بند را دخترت فاطمه بمن عطا كرد وفرمود: اين گردنبند را بفروش، شايد خدا بتو مرحمتى بفرمايد.
پيامبر اسلام (صلى اللَّه عليه و آله)گريان شد و فرمود: چگونه خدا بتو مرحمتى نفرمايد در صورتى كه دخترم فاطمه اين گردنبند را بتو عطا كرده است.
پیراهن عروسی
 در صحنه ای دیگر صدّیقه اطهر‍(سلام الله علیها) اعجازی بی مانند میٱفریند، تا درسی برای پیروانش باشد که در هر شرایطی می توان در راه خدا ایثار کرد. همه می دانند شب عروسی هرعروس نیاز به زینت دارد و ساده ترین زینت ظاهری می تواند یک لباس نو باشد، ولی فاطمه(سلام الله علیها) از ٱن هم دریغ نکرده و به سائلی می بخشد، وقتی پیامبر(صلی الله علیه و آله) صبح روز عروسی، فاطمه(سلام الله علیها)را با پیراهن وصله دار ملاقات می کند از او سؤال می کند دخترم چرا پیراهن عروسیت رابه تن نداری؟در پاسخ پدرمی گوید:دیشب به نیازمندی هدیه دادم.رسول خدا(صلی الله علیه وآله)می فرماید:دخترم بسیارکارخوبی کردی ولی آن راخریده بودم که برای شوهرت بپوشی. بانوی کرامت در جواب می گوید: پدر جان خودتان از قول خدای متعال فرمودید: لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ (آل عمران:92)
هرگز به (حقيقت) نيکوکاري نمي‌رسيد مگر اينکه از آنچه دوست مي‌داريد، (در راه خدا) انفاق کنيد.
با اندکی تأمّل دراین دو صحنه ایثارِ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در می یابیم که: 
 1- ملاک انفاق دارائی نیست، بلکه ایثار و توانائی است. 
لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيةَ الْإِنْفَاقِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ قَتُورًا.(اسراء:100)
اگر شما مالک خزائن رحمت پروردگار من بوديد. در آن صورت، (بخاطر تنگ نظري) امساک مي‌کرديد، مبادا انفاق، مايه تنگدستي شما شود و انسان تنگ نظر است!
2- اهداء بهترین و دوست داشتنی ترین کالاها در راه خدا، بیانگر این نکته است که انسانِ مؤمن خشنودی خدای متعال را بر هر چیز پُر بهائی ترجیح می دهد.
لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرينَ الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حشر:8)
 [اين غنايم، نخست‏] اختصاص به بينوايان مهاجرى دارد كه از ديارشان و اموالشان رانده شدند: خواستار فضل خدا و خشنودى [او] مى‏باشند و خدا و پيامبرش را يارى مى‏كنند. اينان همان مردم درست كردارند. 
            انسان وقتی در دریای بیکران فضائل اهلبیت(علیهم السلام) غواصی می کند به شاهکارهائی برمی خورد که بشر از درک آن عاجز و اهل زمین و آسمان مبهوت و متحیّر از این همه ایثار و فداکاریست، این معلمان بشریّت و اُسوه های انسانیّت مسیر بندگی و اطاعت را به ما آنگونه آموختند که در صورت پیروی از راه و روش آنها جز سعادت و نیکی حاصل آن نخواهدبود.
غذای افطار
           روزی امام حسن و امام حسین(علیهما السلام)مريض شدند امیرمؤمنان و فاطمة زهرا(علیهما السلام)و فضه، نذر کردند اگر حسنین خوب شوند سه روز روزه بگیرند.با لطف خداوند حسنین(علیهما السلام)بهبود یافتند ، روز اول را روزه گرفتند ولی چیزی در خانه نداشتند علی(علیه السلام)مقداری جو قرض کرد، حضرت  فاطمه(سلام الله علیها)نان پخت، موقع افطار مسکینی درب خانه آمد، گفت: گرسنه ام به من غذا بدهید، همه غذای خود را به مسکین دادند وخودشان با آب افطار کردند؛ روز دوم هنگام افطار یتیمی آمد و اظهار نیاز کرد همة اهل خانه مثل روز قبل غذای خود را به او دادند و با آب افطار کردند، روز سوم به همین منوال هنگام افطار اسیری آمد گفت: گرسنه ام برای سومین روز متوالی اهلبیت(علیهم السلام)غذای خودشان را دادند و با آب افطار کردند، روز چهارم علی(علیه السلام)در حالیکه حسنین(علیهما السلام)را در آغوش داشت خدمت رسول الله(صلی الله علیه وآله)آمد پیامبر(صلی الله علیه وآله)تا وضعیت بچه ها را دید فرمود: یا علی برویم خانه ببینم حال دخترم چطور است؟آمدند خانه دیدند حضرت فاطمه (سلام الله علیها)در حالیکه از گرسنگی شکمش به پشتش چسبیده وچشم هایش به گودی نشسته مشغول نماز خواندن است، پیامبر فرمود:ای وای به خدا پناه می برم خاندان محمد دارند از گرسنگی می میرند، در این هنگام جبرءیل نازل شد وآیاتی از سوره مبارکه انسان را نازل کرد.
در این ماجرای زیبا و افتخار آمیز نکات آموزنده ای وجود دارد که همراه با آیات مربوط به آنها ارائه می شود:
1- اهلبیت(علیهم السلام) به پیمانی که با خدا بسته بودند عمل کردند:« يوفُونَ بِالنَّذْرِ...»(انسان:7) 
[همان بندگانى كه‏] به نذر خود وفا مى‏كردند.
«وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ.»(مؤمنون:8)
مؤمنين كسانى هستند كه بامانت و عهد و پيمان خود وفا دارند.
2- انفاق غذای افطار در حال نیاز شدید،مصداق بارز«ایثار» است. 
وَيطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيتِيمًا وَأَسِيرًا.(انسان:8)
 و غذاي (خود) را با اينکه به آن علاقه (و نياز) دارند، به «مسکين» و «يتيم» و «اسير» مي‌دهند!
علامه طباطبائیرحمه الله«علی حُبّه» را اشتیاق و اشتهای زیاد به طعام دانسته و به خاطر شدت احتیاج به آن، این ایثار اهلبیت(علیهم السلام) را مؤید آیه شریفه«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ...» می داند. 
3-رحمتشان عام و خدمتشان گسترده است، زیرا انواع نيازمندان اعم از «مسكين» و «يتيم» و «اسير» را شامل مى‏شود. 
4- اطعامی که انجام دادند فقط بخاطر رضای خدای متعال بود؛ و این نهایت اخلاص آنها را می رساند:
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ.(انسان:9) 
ما شما را بخاطر خدا اطعام مي‌کنيم. 
5- در برابر این عملی که انجام دادند انتظار هیچگونه پاداش وتشکری نداشتند:
لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا.(انسان:9)
 هيچ پاداش و سپاسي از شما نمي‌خواهيم!
6- با اين همه ایثار نه تنها مغرور نيستند بلكه باز هم ترس و واهمه دارند؛ ترس از پروردگارشان، ترس از روز حسابرسی قیامت، ترس از كوتاهى اعمال و حسابرسی سخت و طولانی و فرجام نا معلوم آن:
 إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا(الإنسان:10)
ما از پروردگار خود مى‏ترسيم، در روزى كه آن روز عبوس و سخت و هولناك است.
         ایثار حضرت فاطمه(سلام الله علیها) تنها در حیاتش نیست بلکه در وصيتش از على (عليه‏السلام) مى‏خواهد كه پس از او بخشى از اموال وى را بين زنان پيامبر(صلى الله عليه و آله) و زنان بنى‏هاشم تقسيم كند.
از اين‏ها كه بگذريم انفاق درآمد فدك و اختصاص ندادن چيزى از آن را براى خود و خانواده‏اش و تغيير نكردن وضع زندگى‏اش قبل و بعد از بخشش فدك، بهترين شاهد بر وسعت بخشش‏هاى اوست. همان فدكى كه درآمدش را از بيست و چهار هزار دينار تا هفتاد هزار دينار نوشته‏اند. در روايت است كه هر ساله حضرت تنها به اندازه‏ى نیاز خود از درآمد فدك برمى‏داشت و بقيه را بين فقرا تقسيم مى‏كرد وتا هنگام رحلت پيامبر(صلى الله عليه و آله)اين شيوه ادامه داشت. چشمان بسيارى از نيازمندان منتظر سر رسيدن درآمد فدك بود تا از بخشش فاطمه (عليهاالسلام) زندگى خود را به سامانى برسانند.
ایثار معنوی
             ايثارگرى‏هاى فاطمه(عليهاالسلام)تنها محدود به مسائل مادی نبود بلکه در هرصحنه ای که احساس وظیفه می کرد با همه وجود وارد می شد؛ او که معلم بزرگی چون نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله)  داشت از دوران طفولیت با سختی ها و مشکلات فراوان روبرو بود، آن روزها که پیامبر(صلی الله علیه و آله) با سر و روی خاک آلود و بدن رنجور از جور مشرکین به خانه برمی گشت او همچون مادری مهربان با چشمانی اشکبار سر و روی پدر را شستشو می داد و پدر با لحن گرم و ملیح  خود با لقب «ام ابیها» دختر عزیزش را دلداری می داد. دختر هم درس صبر، استقامت، پایداری و ایثار را از پدر می آموخت.
در این قسمت به نمونه هائی از ایثارهای معنوی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) اشاره می کنیم:
امداد مجاهدان
            در جنگ اُحد با عدّه ای از زنان مدینه به جبهه آمد و وقتی زخم بر روی بدن پیامبر(صلی الله علیه و آله)مشاهده کرد پدر را بوسيدوگریه کرد،آنگاه حصيرى آتش زدوخاكسترآن را برروى زخم پيامبر (صلی الله علیه و آله) گذارد و بدين وسيله خونريزى آن حضرت قطع شد.
در جنگ احزاب نیز كه مدينه در محاصره قرار داشت، زهرا(عليهاالسلام) نان مى‏پخت تا بخشى از نيازمنديهاى مجاهدان سنگرنشين را تأمين كند.
در يكى از روزها كه براى فرزندان خود نانى تازه آماده كرده بود نتوانست بدون پدر از آن استفاده كند. از اين رو به خط مقدم جبهه نزد پدر شتافت و گفت:
قرص نانى پختم اما دلم آرام نگرفت. ناچار آن را براى شما آوردم.
پدر نگاه مهربانش را به دخترش دوخت. آن گاه با صدايى آرام و خسته گفت. اين اولين غذايى است كه پس از سه روز پدرت بر دهان مى‏گذارد.
            همچنین هنگام فتح مكه، زهرا(عليهاالسلام)براى پدر خيمه مى‏زد و براى شستشو و غسل او، آب آماده مى‏كرد تا گرد و غبار از تنش بشويد و رهسپار مسجد الحرام شود.
حضور صدّیقة اطهر(سلام الله علیها)در کنار پدر در جبهة نبرد و امداد آن حضرت، بیانگر نکات زیر است:
1- حضور زنان در عرصه های مختلف زندگی و حمایت صمیمانه از مردان، پشتوانه حرکت مردان است.
در طول انقلاب شاهد بودیم که زنانِ با ایمان چگونه به مردان در مبارزه با رژیم استبداد و حضور در جبهه های نبرد روحیه می دادند. هم در پشت جبهه ها در جمع آوری کمک های مردمی و ارسال آن ها به جبه ها و هم در جبهه ها در کمک به مجروحین و مصدومین جنگ فعّالیت می کردند.
امام خمینی(قدس سره الشریف) می فرماید:
                    «من وقتی در تلوزیون می بینم این بانوان محترم را که اشتغال دارند به همراهی کردن و پشتیبانی کردن از لشگر و قوای مسلح ارزشی برای آنها در دلم احساس می کنم که برای کس دیگری نمی توانم اینطور ارزشی قائل بشوم» 
مقام معظم رهبری امام خامنه ای(مد ظله العالی) نیز این حرکت زنان را اینگونه ستوده و می فرماید:
«زنان کشور ما در طول مدت انقلاب، پشتوانة حرکت مردها بودند. اگر احساسات و ایمان قوی زنها نبود، شاید بسیاری از مرد های ما این قدرت را پیدا نمی کردند که در میدانهای سخت مبارزات گوناگون حضور داشته باشند. امروز هم همان مسؤلیت بر دوش خانمهاست.»
 
2-حضور و پایداری زنان در صحنه های مختلف زندگی موجب تقویت روحیه و استقامت مردان در برابر مشکلات به ویژه در برابر دشمن است. بنیانگذار جمهوری اسلامی(قدس سرّه الشریف) در بیانی دیگر می فرماید:
«مقاومت و فداکاری این زنان بزرگ در جنگ تحمیلی آنقدر اعجاب آمیز است که قلم و بیان از ذکر آن عاجز بلکه شرمسار است»
حمایت از حریم ولایت
                حمایت از امام و رهبر امری فراتر از تبعیت و پیروی است. حمایت به این معناست که انسان از فرد دیگری در مقابل دشمن یا دشمنانش دفاع می کند و در مواقع لازم به آنها هجوم می برد تا موجودیت، صلابت و موقعیت فرد مورد حمایت حفظ شود.
حمایت از ولایت آنقدر اهمیت دارد که در تاریخ می بینیم زمانی که از امامان معصوم(علیهم السلام) به درستی حمایت نمی شود، موجبات شکست ظاهری و خلع یدآنان از رهبری جامعه پدید می آید.
           بنابر این اصل حمایت از ولایت اعمّ از ولیّ معصوم در زمان حضور و ولیّ فقیه در زمان غیبت، اصل ضروری و حیاتی است. ولی اینکه چه کسانی می تواننداین اصل را تحقق بخشند و از ولی امر حمایت نمایند قابل توجّه است. اینجاست که جایگاه خواص طرفدار حق برای دفاع از این مهم اهمیت پیدا می کند. البته روشن است که اگرحمایت از امام و رهبر مطرح می شود، این شخص امام و رهبر نیست که نیازمند چنین حمایتی است؛ بلکه او جان بر کف آماده شهادت است. این حمایت از شخص رهبر نیست حمایت از جایگاه و شخصیت رهبر است. حمایت از مکتب و عقیده است که همة امت نسبت به آن مسئولیت دارند. 
              فاطمه(سلام الله علیها)به عنوان بنیانگذار این عقیده نشان داد دفاع از حریم  ولایت آنقدر مهم است که گاهی لازمست انسان در این راه جان خود را تقدیم نماید.او در سه ماهة آخر عمرش جهاد عظیمی داشت. مبارزه ای که در تاریخ زنان عالم بی سابقه و کم نظیر است.آنروز که عدّه ای به قصد بیعت گرفتن درِ خانه علی(علیه السلام) آمدند حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عنوان دفاع از حریم ولایت پشت در آمد و اجازه نداد آن ها وارد خانه شوند.
ولی آنها بی شرمانه بدون در نظر گرفتن سفارشات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به اهلبیتش با آتش زدن درب خانه وارد خانه شدند و زهرای اطهر را مورد ضرب و شتم قرار دادند که در اثر آن ضربات فرزند جنینی حضرت سقط شد، دفاع از دین و ولایت آنگونه برای فاطمه(سلام الله علیها) فرض بود که با آن همه تألمات روحی بعد از رحلت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) وصدماتی که بر جسمش وارد شده بود قهرمانانه بپا خاست واز بردن علی(سلام الله علیه)به مسجد جلو گیری کرد، همین موقع بود که دستور زدن فاطمه(سلام الله علیها)صادر گردید، اوباشِ آنروز یگانه دختر گرامی پیامبررا با غلاف شمشیر و تازیانه مورد هجمه قرار دادند. یاد آوری این صحنه ها برای هر انسان آزاده ای بسیار سخت و ملال آور است.ولی شهوت مقام و دنیا پرستی چشم حقیقت بین آنان را کور کرده بود تا جائی که حاضر شدند برای رسیدن به مقام چند روزة دنیا دست به هر جنایتی بزنند، همانگونه که درکربلا برای رسیدن به مُلک ری  امام حسین(علیه السلام) و یارانش رابه شهادت رساندند. ولی آینة تمام نمای ایثار در این مرحله هم امام و رهبرش را تنها نگذاشت و با همان جسم رنجور دست حسنین(علیهما السلام)را گرفت در حالیکه زنان بنی هاشمی حضرت را همراهی می کردند به مسجد آمد و هنگامی که دید امیرمؤمنان(علیه السلام) از سوی غاصبان خلافت برای بیعت کردن تهدید به مرگ می شود با شهامتی وصف ناپذیر فرمود:
«خلوا عن ابن عمى فوالذی بعث محمداً ابی...»از پسرعمويم دست برداريد به خدايى كه محمد(صلی الله علیه و آله) پدرم را به حق، به رسالت برانگيخت! اگر از علی(علیه السلام)دست برنداريد، گيسوانم را پريشان می کنم و پيراهن پيامبر را بر روى سرم مى‏نهم و آنگاه از بيداد شما به بارگاه خدا فرياد برمى‏آورم. بدانيد كه نه ناقه‏ى «صالح» پيامبر كه نشانى از نشانه‏هاى قدرت خدا و معجزه‏ى پيامبرش بود در بارگاه خدا از من گرامى‏تر است و نه بچه‏اش از فرزندان من.
همچنین در سخنی به امیر مؤمنان(علیه السلام)عرض کرد: یا علی، جانِ فاطمه بقربانت و روح و جانم سپر بلاهاى تو باد، اى اباالحسن! من هماره با تو خواهم بود و تو را تنها نخواهم گذاشت. اگر در امنيت و سلامت باشى، با تو خواهم بود و اگر براى دين خدا و بندگان او تو را به رنج و فشار اندازند، باز هم با تو خواهم بود.»
او با اینکه داغ پدرعزیزش بر سینه اش سنگینی می کرد.و بر اثر ضرباتی که در دفاع از امام و رهبر خویش بر تن داشت نمی توانست راه برود ولی با همین حالت در تاريكى شب همراه علی ، حسنین و زینبین(علیهم السلام)سوار بر چهار پا می شد، درِ خانة مهاجرین و انصار می رفت و آنها را بياد بيعت و پيمانى كه پيغمبر(صلّى اللَّه عليه و آله) در زمان حيات خود براى وى گرفت و مسلمانان او را امير المؤمنين (علیه السلام) دانستند مى‏آورد و همه وعده مي دادند كه فرداى آن شب به يارى وى قيام كنند ولى چون صبح مي شد هيچ كس به وعده اش عمل نمی کرد.
در حقیقت صدیقة اطهر(علیها السلام)آنچه که داشت در راه دفاع از امام و رهبر خود ایثار کرد، او به شیعیانش آموخت:
1- دفاع از ولایت مصلحت اندیشی ندارد.
2- در هر شرایطی باید از امام و رهبر دفاع کرد.      
3-در صورت لزوم تمام اهل خانه اعم از بزرگ و کوچک، زن و مرد باید از ولایت دفاع نمایند. 
4- در دفاع از ولایت حتّی از جان باید گذشت. 
           کوتاه سخن اینکه توصیف ایثار و جانفشانی فاطمه(سلام الله علیها)در راه ولایت از عهدة انسان های عادی خارج است، کسانی باید در اینباره سخن بگویند که کاملاً با شخصیت این شاهکار خلقت آشنا باشند. این کار به جز معصومین(علیهم صلواۀالله) از عهدة دیگران ساخته نیست.
نتیجه
از مطالبی که ارایه شد نتیجه می گیریم «ایثار» در تعالیم اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا آنجا که از آن به عنوان یکی از برترین صفات اخلاقی نامبرده شده است. حضرت فاطمه(سلام الله علیها)به عنوان اسوة ایثار و از خود گذشتگی به ما آموخت كه براى رسيدن به خوبى‏ها بايد از خوشى‏ها چشم پوشید و با گذشتن از پيراهن عروسى  يا گلوبند  و حتى طعام و قرصى نان، قلوبى را تأليف كرد و آنها را با اسلام گره زد و آشتى داد. گسترش سيره‏ى فاطمى در جامعه در حقيقت، ترويج فرهنگ ایثار و شهادت‏طلبى است. فاطمه(سلام الله علیها)، فدايى ولايت و امامت گرديد و در اين راه عاشقانه به خون نشست.او تنها زنى است كه هم خودش، هم پدرش، هم همسرش و هم جمله‏ى فرزندانش فداى آرمان‏هاى الهى گرديدند.خون فاطمه(سلام الله علیها) در اشك جاری ما تداوم يافته است؛ اشكى كه چون فوران کند همچون شمشيرى مى‏شود و بر پشت ستمگران و منحرفین فرود می آید. 
اللهم وفّقنا لما تحب وترضی
 
 
 
تمامی حقوق این تارنما محفوظ است