عباس حیدرزاده
 

پژوهش ها

در محضر مناجات شعبانیه

 
در محضر مناجات شعبانیه
مقدمه
دعا وسيله‌اي است که انسان مي‌تواند توسط آن با خالق هستي راز و نياز کند و خواسته‌هاي خويش را با او در ميان بگذارد، همچنين يکي از راه‌هاي تقرب به مقام ربوبي دعاست. خداي سبحان به وسيلة دعا به بندگانش عنايت مي‌کند.
قُل مَا يعبَؤُ بکم رَبي لَولا دُعاؤُکم. (فرقان: 77)
بگو اگر دعاي شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي‌کند.
طريقة راز و نياز با خالق بي‌همتا را انبياي الهي به ويژه پيامبر گرامي اسلام| و ائمه معصومين^ به ما آموخته‌اند. اين انسان‌هاي برگزيده با شناخت کاملي که از خداي متعال داشته‌اند، راه چگونه سخن گفتن با خالق را به ما ياد داده‌اند. اين شيوه که در قالب ادعيه و مناجات به ما رسيده است، شامل عالي‌ترين مضامين و بالاترين معارف است که هنگام قرائت با روح و قلب گره خورده و انسان را عرشي مي‌کند.
عارف سالک امام خميني+ مي‌فرمايد:
ادعيه ائمة هدي همان مسائلي را که کتاب خدا دارد، دعاهاي آنها هم دارد با يک زبان ديگر، قرآن يک زبان دارد، يک نحو صحبت مي‌کند و همة مطالب را دارد، منتهي بسيارش در رمز است که ما نمي‌توانيم بفهميم و ادعية ائمه^ يک وضع ديگر دارد. به تعبير شيخ عارف و استاد ما: ادعيه کتاب صاعد است و قرآن کتاب نازل که از آنجا نزول کرده است و ادعيه ائمه^ کتاب صاعد است، همان قرآن است رو به بالا مي‌رود، کسي بخواهد بفهمد که مقامات ائمه چيست بايد رجوع کند به آثار آنها، آثار آنها ادعيه آنهاست. مهمش ادعيه آنهاست و خطابه‌هايي که مي‌خوانند، مثل مناجات شعبانيه، مثل نهج البلاغه، مثل دعاي يوم العرفه و اينهايي که انسان نمي‌داند که چه بايد بگويد دربارة آنها؟
امروزه که عدة زيادي از مردم گرفتار ناراحتي‌هاي روحي و رواني هستند و آمار جرم و جنايت در دنيا بيداد مي‌کند، بيش از هر زمان نياز به دعا و نيايش احساس مي‌شود. راز و نياز که باعث آرامش روح و زدودن زنگار گناه از قلب است؛ ارادة مضاعف در راه بندگي و شادابي خاص در مسير اطاعت خدا به انسان هديه مي‌کند. لذا بهترين راه رهايي از ظلمت‌هاي دروني و رفع مشکلات روحي، دعا و مناجات است.
اميرمؤمنان علي× مي‌فرمايد:
الدُّعَاءُ مَفَاتِيحُ النَّجَاح‌ِ وَ مَقَالِيدُ الْفَلَاح‌ِ وَ خَيرُ الدُّعَاء‌ِ مَا صَدَرَ عَنْ صَدْر‌ٍ نَقِي وَ قَلْب‌ٍ تَقِي وَ في الْمُنَاجَاة‌ِ سَبَبُ النَّجَاة‌ِ وَ بالْإ‌ِخْلَاص‌ِ يکونُ الْخَلَاصُ فَإ‌ِذَا اشْتَدَّ الْفَزَعُ فَإ‌ِلَي اللَّه الْمَفْزَع.
دعا کليدهاي نجات و کاميابي و گنجينه‌هاي رستگاري است. بهترين دعا آن است که از سينة پاک و قلبي داراي تقوا صادر شود. مناجات سبب نجات است و اخلاص موجب خلاصي، پس آنگاه که سختي‌ها شدت يافت بايد به سوي خدا فزع و زاري نمود.
از اين رو بهترين دارو براي دل شکسته، روح خسته و انسان وامانده مناجات با قاضي الحاجات است؛ وقتي عاشق با معبود خودش خلوت مي‌کند، بهترين رحمت‌ها و زيباترين لذت‌ها نصيبش مي‌شود. در آن حالات نوراني بارقه‌هاي اميد و يقين در اعماق قلب انسان جاي مي‌گيرد.
اهميت مناجات شعبانيه
اين مناجات شريف در کتاب اقبال سيد بن طاووس+ و نيز مفاتيح الجنان مرحوم شيخ عباس قمي ضمن اعمال مشترکه ماه شعبان آمده است؛ اميرمؤمنان علي× و ائمه معصومين^ به خواندن آن مداومت داشته‌اند.
مناجات شعبانيه يکي از نفيس‌ترين منابع معارف و اخلاق اسلامي است که تدبر در مضامين بلند آن موجب معرفت بيشتر به خداوند متعال مي‌شود. عرفاي بزرگ نيز بر خواندن اين مناجات مداومت داشتند و انس با آن را جهت مهيا شدن براي ورود به مهماني خداي سبحان توصيه مي‌کردند.
مقام معظم رهبري(مد ظله العالي) مي‌فرمايد:
مناجات مأثورة ماه شعبان ـ که روايت شده اهلبيت^ بر آن مداومت داشتند ـ يکي از دعاهايي است که لحن عارفانه و زبان شيواي آن با مضامين بسيار والا و سرشار از معارف عالي‌اي همراه است که نظير آن در زمان‌هاي معمولي و محاورات عادي نمي‌توان يافت و اساساً با آن زبان قابل ادا نيست. اين مناجات نمونة کاملي از تضرع و وصف حال برگزيده‌ترين بندگان صالح خدا با معبود و محبوب خود و ذات مقدس ربوبي است. هم درس معارف است، هم اسوه و الگوي عرض حال و درخواست انسان مؤمن از خدا.
در اين نوشتار گوشه‌هايي از درياي معارف اين مناجات شريف را در محورهاي زير مرور مي‌کنيم. 
1. تضرع به درگاه خداي متعال
با تدبر اجمالي در اين مناجات شريف درمي يابيم، بخش قابل توجهي از آن اظهار عجز و ناتواني و تضرع بندة عاشق در برابر معبود خويش است.
تضرع اظهار زاري و زبوني کردن است. «ضَرعٌ إ‌ِلَيهِم» در زبان عرب هنگامي به کار مي‌رود که کودکي به پستان مادرش دست يابد. احتياج بچه حيوان و کودک انسان به شير مادر از بهترين نيازها است که با وجود آن به چيز ديگري توجه نخواهد داشت.
قرآن مجيد کلمة تضرع را در مواردي به کار مي‌برد که شدت و سختي براي انسان رخ داده باشد يعني بنده آنچنان خود را خطاکار ببيند که نياز به عفو و بخشش خداي متعال دارد. خداي سبحان دوست دارد انسان در درگاه او اظهار فروتني و خشوع کند و اوج اين فروتني لرزش دل انسان در برابر خداست که اشک و آه از آن نشأت مي‌گيرد.
قرآن کريم مي‌فرمايد:
ادْعُوا رَبَّکم تَضَرُّعاً وَ خُفْيةً إ‌ِنَّه لا يحِبُّ الْمُعْتَدينَ. (اعراف: 55)
پروردگار خود را از روي تضرع و در پنهاني بخوانيد؛ زيرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمي‌دارد.
در روايت است که رسول خدا| هنگام دعام کردن چنان تضرع و زاري مي‌کرد که نزديک بود عبا از دوشش بيفتد.
همچنين در روايت ديگري حضرت هنگام دعا و تضرع دست‌ها را طوري به درگاه خدواند بلند مي‌نمود که فقير براي درخواست غذا دست‌هاي خود را بلند مي‌کند.
کانَ رَسُولُ اللَّهِ| يرْفَعُ يدَيه إ‌ِذَا ابْتَهَلَ وَ دَعَا کمَا يسْتَطْعِمُ الْمِسْکين.
به هر حال تضرع و ناله در دعا نشانة توجه انسان به کمبودها و نيازهاي خود و عامل شکستن غرور و خودخواهي است؛ زيرا کسي که خود را قوي و غني بداند، در برابر هيچ کس ناله و درخواستي ندارد. در مقابل کسي که به درگاه خداي سبحان تضرع و خضوع دارد، همواره احساس اميد و عزت در وجودش موج مي‌زند.
مقام معظم رهبري(مد ظله العالي) در اين ارتباط مي‌فرمايد:
بندگي خدا، خشوع در مقابل خدا، موجب مي‌شود که انسان در مقابل هيچ زورگويي خصوع نکند. دلي که مهابت الهي را درک کرده است، در خود احساس عزتي مي‌کند که بزرگ‌ترين قدرت‌ها در مقابل آن عزت تاب مقاومت نمي‌آورند.
با توجه به اين توضيح برخي فرازهاي اين مناجات که نشان‌دهندة تضرع به درگاه خدواند متعال است، عبارت است از:
فَقَدْ هَرَبْتُ إ‌ِلَيک وَ وَقَفْتُ بَينَ يدَيک مُسْتَکيناً لَک مُتَضَر‌ِعاً إ‌ِلَيک.
خدايا به سويت گريخته ام و با حال خواري و ناتواني در محضرت ايستاده ام در حلي که به حال پريشاني و تضرع زاري مي‌کنم.
إ‌ِلَهِي إ‌ِعْتِذَار‌ِي إ‌ِلَيک اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ يسْتَغْن‌ِ عَنْ قَبُول‌ِ عُذْر‌ِه فَاقْبَلْ عُذْر‌ِي يا أ‌َکرَمَ مَن‌ِ اعْتَذَرَ إ‌ِلَيه الْمُسِيئُونَ.
خداوندا! عذرخواهي من از تو مانند عذرخواهي کسي است که به قبول عذرت سخت محتاج است، پس عذرم را بپذير اي کريم‌ترين کسي که گنهکاران از او معذرت مي‌طلبند.
إ‌ِلَهِي وَ قَدْ أ‌َفْنَيتُ عُمُر‌ِي في شِرَّة‌ِ السَّهْو‌ِ عَنْک وَ أ‌َبْلَيتُ شَبَابي في سَکرَة‌ِ التَّبَاعُد‌ِ مِنْک إ‌ِلَهِي فَلَمْ أ‌َسْتَيقِظْ أ‌َيامَ اغْتِرَار‌ِي بک وَ رُکوبي إ‌ِلَي سَبيل‌ِ سَخَطِک إ‌ِلَهِي وَ أ‌َنَا عَبْدُک وَ ابْنُ عَبْدَيک قَائِمٌ بَينَ يدَيک مُتَوَسِّلٌ بکرَمِک إ‌ِلَيک.
خداوندا! در حالي که عمرم را در تيره روزي غفلت از تو تباه نمودم و دوران جواني ام را در مستي دوري از تو به سر بردم، در ايامي که مغرور پرده پوشي تو بودم و در راه غضب تو گام برمي‌داشتم، بيدار نگشتم. خدايا! اکنون من آن عبد فرزند عبد توام که در پيشگاه تو ايستاده ام و کرم و فضيلت را نزد تو واسطه آورده‌ام.
2. اميد به لطف خداي متعال
شاخص ديگري که در اين مناجات شريف بيشتر جلوه مي‌کند، اميدواري بنده گنهکار به لطف بيکران خداي متعال است. اميدواري به لطف خداوند و حسن ظن به ساحت مقدس ربوبي از معارف ارزشمند اين مناجات است که يأس و نا اميدي را از دل‌ها مي‌زدايد و انسان را به لطف بي‌پايان الهي اميدوار مي‌سازد.
خداي سبحان در قرآن مجيد مي‌فرمايد:
قُلْ يا عِبادِي الَّذينَ أ‌َسْرَفُوا عَلي أ‌َنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَة‌ِ اللَّه إ‌ِنَّ اللَّه يغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إ‌ِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ. (زمر: 53)
بگو اي بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خدا همة گناهان را مي‌آمرزد. به راستي که او آمرزندة مهربان است.
با نگاه اجمالي به اين آيه درمي يابيم، خداوند متعال همة بندگانش را لايق دريافت رحمتش قرار داده و با بيان «لاتقنطوا» يأس را از رحمت خويش نهي کرده است؛ جمله «إن الله يغفر الذنوب جميعا» نيز تأکيد مي‌کند که خداوند سبحان همة گنهکاران را مي‌بخشد.
اين آيه از اميدبخش‌ترين آيات قرآن مجيد نسبت به گنهکاران است.
اميرمؤمنان علي× مي‌فرمايد:
مَا في القُرآن‌ِ آيةٌ أ‌َوسَع مِن يا عِبادِي الَّذِينَ أ‌َسْرَفُوا... .
در تمام قرآن آيه‌اي وسيع‌تر از اين آيه نيست.
در مقابل، يأس از رحمت الهي نشانة کفر و گناهي بس بزرگ است؛ چنان‌که قرآن مجيد مي‌فرمايد:
لا تَيأ‌َسُوا مِنْ رَوْح‌ِ اللَّه إ‌ِنَّه لا ييأ‌َسُ مِنْ رَوْح‌ِ اللَّه إ‌ِلأ‌َ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ. (يوسف: 87) از رحمت خدا مأيوس نشويد که تنها گروه کافران از رحمت خدا مأيوس مي‌شوند.
وقتي از زبان اميرمؤمنان علي× و ائمه معصومين^ در مناجات شعبانيه اميد به رحمت و مغفرت الهي به ما آموخته مي‌شود، بي‌بصيرتي است که انسان در نشيب و فرازهاي زندگي از رحمت الهي نوميد گردد و غبار يأس، صفحه دل او را تيره سازد.
بعضي از فرازهاي اين مناجات شريف که انسان را متوجه لطف بي‌پايان خداوند مي‌سازد و روح اميدواري را در او زنده مي‌کند عبارت است از:
إ‌ِلَهِي جُودُک بَسَطَ أ‌َمَلِي وَ عَفْوُک أ‌َفْضَلُ مِنْ عَمَلِي.
خدايا! جود و بخششت بساط آروزي مرا گسترده و عمل من در برابر عفو تو بسي ناچيز است.
إ‌ِلَهِي إ‌ِنْ کانَ صَغُرَ في جَنْب طَاعَتِک عَمَلِي فَقَدْ کبُرَ في جَنْب رَجَائِک أ‌َمَلِي.
خدايا! اگر عملم در مقابل طاعتت اندک است آرزومندي ام در مقابل رجا و کرمت بسيار است.
إ‌ِلَهِي کيفَ أ‌َنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِک بالْخَيبَة‌ِ مَحْرُوماً وَ قَدْ کانَ حُسْنُ ظَنِّي بجُودِک أ‌َنْ تَقْلِبَنِي بالنَّجَاة‌ِ مَرْحُوماً.
خدايا! چگونه از درگاه لطفت محروم و نااميدم برگردم در صورتي که به جود و احسان تو حسن ظن بسيار دارم که به حالم ترحم کرده، عاقبت از اهل نجاتم گرداني.
3. عشق به خداي متعال
يکي از ديگر معارف اين مناجات شريف که انسان وارسته را از شوق و ارادت سرشار مي‌کند عشق به خداي يکتا است، عشق به همه خوبي‌ها، عشقي که در نهايت اخلاص و بندگي، نتيجه‌اش لقاي پروردگار است.
اميرمؤمنان× در فرازي از اين مناجات به درگاه خداي سبحان عرض مي‌کند:
إ‌ِلَهِي إ‌ِنْ أ‌َخَذْتَنِي بجُرْمي أ‌َخَذْتُک بعَفْو‌ِک وَ إ‌ِنْ أ‌َخَذْتَنِي بذُنُوبي أ‌َخَذْتُک بمَغْفِرَتِک وَ إ‌ِنْ أ‌َدْخَلْتَنِي النَّارَ أ‌َعْلَمْتُ أ‌َهْلَهَا إ‌ِنِّي أ‌ُحِبک.
خدايا! اگر مرا به جرمم مؤاخذه کني تو را به عفوت مؤاخذه مي‌کنم و اگر مرا به گناهانم بازخواست کني تو را به مغفرتت بازخواست مي‌کنم و اگر مرا به آتش دوزخ ببري، اهل آتش را آگاه خواهم کرد که من تو را دوست مي‌داشتم.
إ‌ِلَهِي لَمْ يکنْ لِي حَوْلٌ فَأ‌َنْتَقِلَ به عَنْ مَعْصِيتِک إ‌ِلَّا في وَقْت‌ٍ أ‌َيقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِک.
خدايا! من قدرتي ندارم که از معصيت بازگردم، مگر آنکه تو به عشق و محبت مرا بيدار کني.
إ‌ِلَهِي أ‌َقِمْنِي في أ‌َهْل‌ِ وَلَايتِک مُقَامَ [مَنْ] رَجَا الز‌ِيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِک.
خدايا! در کوي اهل ولايت خود، در اقامتگاه آن کس که اميد افزوني محبتت را دارد، اقامتم ده.
انسان عاشق فکر و ذکر، کار و تلاش و عزم و اراده اش، رسيدن به محبوب خويش است.
روايت شده است: هنگامي که ملک الموت براي قبض روح حضرت ابراهيم× آمد، آن بزرگوار به ملک الموت فرمود: آيا ديده‌اي دوستي دوست خود را قبض روح کند؟ خداي عليم به آن حضرت وحي فرمود: آيا ديده‌اي دوستي ملاقات دوست خودش را خوش نداشته باشد؟ لذا حضرت ابراهيم× به ملک الموت فرمود: الان مرا قبض روح کن.
اساساً عشق حقيقي برخاسته از ايمان کامل است و اين‌گونه محبت، متوجه نوعي از کمال است. انسان عاقل هرگز عاشق عدم و کمبودها نمي‌شود، بلکه همواره دنبال کمال و هستي مي‌گردد؛ به همين دليل آن کس که از همه برتر است از همه کس به عشق ورزيدن سزاوارتر است.
قرآن کريم مي‌فرمايد:
وَ الَّذينَ آمَنُوا أ‌َشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ. (بقره: 165)
آنان که ايمان آورده‌اند، محبت و عشقشان به خداوند بيشتر و قوي‌تر است.
چرا که افراد با ايمان مردمي انديشمند و دانا هستند و هرگز ذات پاک او را ـ که منبع کمالات است ـ رها نمي‌کنند، هر ميل و محبتي در برابر عشق خدا در نظرشان بي‌ارزش و ناچيز است، اصلاً آنها غير از او را شايستة عشق و محبت نمي‌بينند، جز به خاطر او و در راه او کاري نمي‌کنند و در درياي بيکران عشق خداوندي غوطه ور هستند.
علامه طباطبايي+ مي‌گويد:
خداي سبحان هر حبي را حب نمي‌شمارد و حب [که حقيقتش علقه و رابطه‌اي است ميان دو چيز] وقتي واقعي است که با ناموس حب حاکم در عالم وجود، هماهنگ باشد؛ چون دوست داشتن هر چيز مستلزم دوست داشتن متعلقات آن است و باعث مي‌شود که انسان در برابر هر چيزي که از جانب محبوب است، تسليم باشد.
بر اين اساس، کسي که در برابر دستورهاي الهي تسليم نيست و راه معصيت درپيش مي‌گيرد نمي‌تواند دوستي و عشق به خداي متعال را ادعا کند. چنان‌که امام صادق× پس از بيان اين نکته که «فرد معصيت‌کار خدا را دوست نمي‌دارد» مي‌فرمايد:
 
تعصي الاله وانت تظهر حبه
هذا محال في الفعال بديع
 
لو کان حبک صادقا لاطعته
ان الحب لمن يحب مطيع
 
معصيت پروردگار مي‌کني با اين حال اظهار محبت او مي‌نمايي. اين کار براي عاشق شگفت‌آور است. اگر دوستي ات راست بود او را اطاعت مي‌کردي؛ زيرا هرکس او را دوست مي‌دارد، اطاعتش مي‌کند.
4. دل بريدن از غيرخداي سبحان
يکي ديگر از معارف زيباي اين مناجات توجه دادن انسان به کمال انقطاع الي الله است.
اميرمؤمنان علي× به درگاه خداوند عرض مي‌کند:
إ‌ِلَهِي هَبْ لِي کمَالَ الِانْقِطَاع‌ِ إ‌ِلَيک.
خدايا! اميد مرا از همه کس و همه چيز قطع کن و به خودت وابسته‌ساز.
انقطاع از ريشة «قطع» به معناي بريدن اعم از محسوس و معقول است.
در اصطلاح «انقطاع الي الله» دل بريدن از غير خداي سبحان است؛ از اين جهت لازمة قدم برداشتن به سوي خداوند متعال، بريدن از غير او و ترک کامل هواهاي نفساني است.
قرآن کريم مي‌فرمايد:
وَ اذْکر‌ِ اسْمَ رَبک وَ تَبَتَّلْ إ‌ِلَيه تَبْتيلاً. (مزمل: 8)
و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ببر و به او بپيوند.
«تبتل» از ماده «بتل» يعني از همه چيز بريد و به خدا روي آورد؛ به عبارت ديگر انسان با تمام قلبش متوجه خدا گردد و از غير او منقطع و اعمالش را فقط به خاطر او و با اخلاص انجام دهد. در اين مسير بهترين وسيله قلب سليم است، قلبي که خالي از شرک (شرک جلي) باشد، آثار گناه و اخلاق زشت و هر گونه تعلقي که به غير خدا است در او وجود نداشته باشد، در اين صورت است که مقصود انسان سالک حاصل خواهد شد.
خداي سبحان در قرآن کريم مي‌فرمايد:
يوْمَ لا ينْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إ‌ِلأ‌َ مَنْ أ‌َتَي اللَّه بقَلْب‌ٍ سَليم‌ٍ (شعراء: 88 و 89)
روزي که مال و فرزندان سودي نمي‌بخشد، مگر کسي که قلب سالم به سوي خداي بياورد.
ابن عيينه گويد: از امام صادق× درباره تفسير اين آيه شريفه (مراد از قلب سليم) سؤال کردم، فرمود:
الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يلْقَي رَبَّه وَ لَيسَ فِيه أ‌َحَدٌ سِوَاه وَ قَالَ وَ کلُّ قَلْب‌ٍ فِيه شِرْک أ‌َوْ شَک فَهُوَ سَاقِطٌ وَ إ‌ِنَّمَا أ‌َرَادُوا الزُّهْدَ في الدُّنْيا لِتَفْرُغَ قُلُوبُهُمْ لِلْآخِرَة.
قلب سليم آن دلي است که در آن جز خدا کسي ديگر نباشد. فرمود: هر دلي که در آن شرک و شکي باشد، آن دل بي‌ارزش است و همانا زهد در دنيا را خواستند براي آنکه دلشان براي آخرت فارغ باشد.
از اين آية نوراني قرآن کريم و روايت که ذکر شد، مشخص مي‌شود قلبي مي‌تواند لايق دريافت انوار الهي و مقام قرب الي الله باشد که از هر گونه آلودگي پالوده و پاک باشد؛ عرفاي بزرگ براي رسيدن به اين مرتبه عالي، رياضت‌هايي را متحمل مي‌شدند.
عالم اخلاق مرحوم ملامحمدمهدی نراقي+ در مورد پاک کردن قلب از جلوه‌هاي دنيا مي‌گويد:
راه تحصيل محبت خدا و تقويت آن و آمادگي براي رؤيت و ديدار او دو چيز است:
1. پاک ساختن دل از مشاغل و دل‌بستگي‌هاي دنيا و بريدن از ماسوي و پيوستن به خدا به وسيله ذکر و فکر و آن گاه بيرون کردن دوستي غير خدا از دل؛ زيرا دل مثل ظرفي است که زياده از يک چيز در آن نمي‌گنجد [ما جعل الله لرجل من قلبين في جوفه. (احزاب: 4)] خدا در اندرون هيچ کس دو دل قرار نداده است و کمال محبت در اين است که خدا را با تمام دل دوست داشته باشد و مادامي که به غير او توجه و التفات مي‌کند، گوشه‌اي از دلش به آن غير مشغول است و به قدر اشتغال به غير خدا، دوستي خدا نقصان مي‌پذيرد؛ مگر اينکه التفاتش به غير خدا از اين جهت باشد که آن صنع خداي تعالي و فعل او مظهري از مظاهر اسماء الله تعالي است.
2. تحصيل معرفت خدا و تقويت و توسعه آن و مسلط ساختن آن بر دل.
راه اول يعني بريدن علايق به منزلة پاک ساختن زمين از گياهان خشک است و طريق دوم يعني معرفت به منزلة افشاندن تخم در آن است تا درخت دوستي به بار آيد.
بسيار روشن است که تحصيل مراحل مذکور «کمال انقطاع الي الله» را به بار خواهد نشاند؛ اين مرحله بالاترين مرحلة بندگي است که از اين طريق عارف سالک مي‌تواند به مهمانسراي الهي ـ که معدن عظمت او است ـ وارد گردد.
«کمال انقطاع الي الله» مطلوب موحدان ناب است، به طوري که نه تنها غير حق ديده نشود بلکه اين نديدن هم ديده نشود و اين فقط در متن عبادت مخصوصاً نماز تعبيه شده است.
 
در خدا گم شو کمال اينست و بس
گم شدن گم کن وصال اينست و بس
 
نتيجه‌گيري
از مجموع مطالبي که بيان شد چنين نتيجه‌گيري مي‌شود:
1. قرائت مناجات شعبانيه و مداومت بر آن از ناحيه اميرمؤمنان علي× و ائمه معصومين^ حکايت از اهميت اين مناجات شريف دارد.
2. تضرع در دعا نشانة توجه انسان به کمبودها و نيازهاي خود و عامل شکستن غرور و خودخواهي است.
3. خداوند متعال همة بندگانش را لايق دريافت رحمت بيکران خويش قرار داده است و با بيان «لا تقنطوا» يأس را از رحمت خود نهي کرده است.
4. افراد با ايمان، عشق و محبتشان فقط به خداوند متعال است و اعمال و رفتارشان از اين عشق پاک سرچشمه مي‌گيرد که تجلي آن در پيروي از رسول گرامي اسلام| و ائمه معصومين^ است.
5. لازمة انقطاع الي الله و تقرب به خداي متعال، ديده بستن از غير او و ترک کامل هواهاي نفساني است.
پي‌نوشت‌ها
 
 
تمامی حقوق این تارنما محفوظ است