عباس حیدرزاده
 

پژوهش ها

بدعت‌هاي ناروا در عزاداري ائمه اطهار

بدعت‌هاي ناروا در عزاداري ائمه اطهار
عباس حيدرزاده
چکيده
بدعت‌هاي ناروا در عزاداري، آسيب‌هاي زيادي به اسلام و مذهب حقة شيعه وارد کرده است؛ به طوري که دشمنان اسلام با به تصوير کشيدن صحنه‌هايي از آن، مسلمانان و به ويژه شيعيان را انسان‌هايي خشن و بي‌منطق معرفي کرده‌اند.
در اين نوشتار سيرة اجمالي معصومان در عزاداري را مورد بررسي قرار داديم و ضمن اشاره به شيوة عزاداري علما و مراجع تقليد، برخي از بدعت‌هاي ناروا را برشمرديم و در پايان، راه‌هاي جلوگيري از اين بدعت‌ها را بيان کرده‌ايم.
کليد واژها: بدعت، تحريف، عزاداري.
مقدّمه
گاهي فرد يا گروهي بر اساس سليقه يا نيت‌هاي خاصي که دارند، در آداب، سنن و متونِ ديني ملت‌ها دست برده و آنها را تغيير مي‌دهند و با القاء اين روش‌هاي غير ديني، اهداف خود يا دشمن را دنبال مي‌کنند. اين روش که از صدر اسلام نيز وجود داشته است، آفات زيادي را متوجّه دين مبين اسلام کرده است، بزرگ‌ترين دستاوردِ اين پديدة شوم، غصب خلافت و خانه نشيني باب علمِ اوّلين و آخرين، اميرمؤمنان علي بوده است.
پيامبر گرامي اسلام درپيروي کردن از بدعت گذاران مي‌فرمايد:
مَنْ أَتَي ذَا بِدْعَةٍ فَوَقَّرَهُ فَقَدْ سَعَي فِي هَدْمِ الْإِسْلَامِ‏
هر كس از بدعت‏گذاري‏ طرفداري كند و او را احترام بگذارد در خراب كردن پايه‏هاي اسلام همت گماشته است.
ائمه معصومين نيز با پديدة بدعت برخورد کرده، در برخي موارد عليه آن به مبارزه پرداخته‌اند.
قيام امام حسين نمونة بارزي از مبارزة ائمه با تحريف‌ها و بدعت‌هاست. بر اين اساس حضرت، در نامه‌اي به بزرگان بصره از آن‌ها مي‌خواهد که به کتاب الهي و سنّت نبوي بينديشند و از واقعيت‌هاي جامعه غافل نباشند. همچنين مي‌فرمايد: سنت‌ها و روش‌هاي پسنديده از بين رفته است و بدعت‌ها و ارزش‌هاي جاهلي زنده شده و جاي آن‌ها را گرفته است.
گاهي افراد بر اثر عدم شناخت مباني دين، و نيز علاقة زياد به بعضي اشخاص، دچار غلوّ و زياده‌روي شده‌اند و متأسفانه تا مرز کفر نيز پيش رفته‌اند. برخي هم در رويارويي با جريان مقابل، گرفتار زياده‌گويي در مدح افراد شده‌اند. همه اينها از مصاديق بدعت است و بدعت نيز پديده‌اي بسيار زيان‌بار و خطرناک است.
شهيد علامه مطهري در سخني، خطر بدعت و تحريف را اين گونه بيان مي‌کند:
تحريف و قلب و بدعت‏، آفت بزرگ دين است. تحريف، چهره و سيما را عوض مي‏كند، خاصيت اصلي را از ميان مي‏برد، به‌جاي هدايت، ضلالت مي‏آورد و به‌جاي تشويق به سوي عمل صالح، مشوّق معصيت و گناه مي‏شود و بجاي فلاح، شقاوت مي‏آورد. تحريف، از پشت خنجر زدن است؛ ضربت غيرمستقيم است كه از ضربت مستقيم خطرناك‌تر است.
به هر حال بر همة دلسوزان دين لازم است، با همة توان در برابر اين انحراف بايستند و هر کس در هر زمينه‌اي که مي‌تواند، غبار بدعت را از چهرة دين بزدايد.
الف) شيوه عزاداري پيامبر و امامان معصوم
برپايي مجالس عزا در مصائب، سيرة رسول گرامي اسلام و ائمة معصومين بوده است. بدين صورت که اگر کسي از دنيا مي‌رفت يا در جنگ عليه دشمنان اسلام به شهادت مي‌رسيد، بستگان او و عدّه‌اي از مسلمانان در خانة او جمع مي‌شدند و به عزاداري مي‌پرداختند.
اين سنّت حسنه از زمان پيامبر اسلام در بين مسلمانان رواج داشت از اين رو، بعد از جنگ اُحد که پيامبر از کنار خانه انصار مي‌گذشت و صداي گرية آنان را بر شهدا مي‌شنيد، اشک از ديدگان مبارکش جاري مي‌شد، و مي‌فرمود:
لکن حمزة لا بواکي له.
عمويم حمزه گريه کن ندارد.
وقتي اصحاب اين جمله را شنيدند، به زنان انصار گفتند: ديگر بر کشته‌هاي خود گريه نکنيد. ابتداء نزد حضرت زهرا رفته، و با او در عزاي حضرت حمزه گريه کنيد.
وقتي پيامبر صداي گريه آن‌ها را شنيد، فرمود:
برگرديد. خدا شما را رحمت کند که اين گونه همدردي نموديد.
در روايتي ديگر امام صادق فرمود:
چون جعفربن ابي‌طالب به شهادت رسيد، رسول خدا به دخترش فاطمه دستور داد، براي «اسماء بنت عميس» همسر جعفر طيار، سه روز غذا تهيه کند و همراه با زنان پيامبر، سه روز در خانه اسماء اقامة عزا کنند.
بعد از پيامبر نيز اين سنّت حسنه توسط ائمه اجرا و بر استمرار آن تأکيد شده است. لکن پس از واقعة جانسوز عاشورا که منجر به شهادت مظلومانة امام حسين و يارانِ باوفايش گرديد، تشکيل مجالس عزا، شکل و ترتيب خاصي به خود گرفت؛ از نحوه ورود بازماندگان قافلة کربلا به مدينه و گريه‌هاي امام سجاد و ازدحام مردمِ مدينه براي استقبال از اين کاروان (همراه با شيون و زاري) گرفته تا برپائي مجالس سوگواري توسط زينب کبري در مدينه و به دنبال آن تأکيدهاي ائمه مبني بر گرامي‌داشت حماسة عاشورا، در قالب بر پائي مجالس روضه همه و همه بيانگر اين نکته است که اين سنّت حسنه در اسلام و در بين محبّين اهل‌بيت‌ از جايگاه خاصي برخوردار است.
در جايي ديگر مي‌بينيم که امام صادق مي‌فرمايد: «پدرم امام باقر به من وصيت فرمود: «از مال من وقفي بکن براي ندبه کنندگان که ده سال در مِني در موسم حج بر من ندبه و گريه کنند و رسم ماتم را تجديد نمايند.»
از وصيتِ امام باقر به خوبي روشن است که سفارش به برپائي مجلس سوگواري در سرزمين مِني، آن هم در موسم حج که اجتماع بزرگ امت اسلامي است، با هدف اعلام مظلوميت اهل‌بيت و نماياندن ظالمين به امت اسلام است.
همچنين در حديثي ديگر چنين آمده است که:
جمعي از اهالي کوفه محضر امام صادق بودند که جعفر عفّان وارد شد. امام با احترام جعفر را کنار خود نشاند و به او فرمود: «اي جعفر شنيدم در رثاي حسين شعر مي‌گويي و نيکو مرثيه مي‌سرايي؟!» جعفر عرض کرد: «آري فدايت شوم.» امام فرمود: «پس اکنون بخوان.» جعفر مرثيه خواند. امام و حاضرين گريه کردند. امام صادق به قدري گريه کرد که اشک بر صورت و محاسن شريفش جاري شد.آن گاه رو به جعفر کرد و فرمود: «به خدا سوگند ملائکة مقرّب در اين جا حاضر شدند و مرثيه تو را مي‌شنيدند و همانند ما بلکه بيشتر از ما گريه کردند. خداوند در همين ساعت بهشت را با تمام نعمت‌ها‌يش بر تو واجب کرد و تو را مورد مغفرت خود قرار داد.» سپس امام فرمود: «هر کس در مصيبت حسين شعري بگويد که خود بگريد و ديگران را بگرياند، خداوند متعال بهشت را بر او واجب مي‌کند و او را مورد رحمت و مغفرت قرار مي‌دهد.»
گريه کردن بر مصائب سيدالشهداء سيره ائمه بوده، سفارش بر اين سنّت حسنه از سوي اين برگزيدگان الهي، موجب خشنودي خداوند متعال و پيامبر اسلام است و نيز رحمت و غفران الهي را در پي دارد.
امام رضا در حديثي مي‌فرمايد:
انَّ يومَ قتلِ الحسينِ أقرحَ جُفُوننا و أسبَلَ دُمُوعَنا ... فَعَلَي مِثلِ الحُسَينِ فَليبکِ البَاکونَ فَإنَّ البُکاءَ عَليهِ يحُطُّ الذُّنُوبَ العِظامَ...
همانا روز شهادت حسين پلک‌هاي ما را مجروح و اشک ما را روان کرد... بايد به کسي چون حسين گريه‌کنندگان گريه کنندکه گريستن بر او گناهان بزرگ را محو مي‌کند.  
بنابراين از مجموع رواياتي که دربارة شيوة عزاداري معصومين نقل شده است، چنين برداشت مي‌شود که:
1.ائمه خودشان در مصيبت امام حسين گريه کرده‌اند.
2. بر عزاداري به صورت دسته جمعي تأکيد شده است.
3. عزاداري در محضر ائمه در حدّ گريه و زمزمه بوده است.
4. غالب روايات درمورد پاداش عزاداري، در رابطه با اشک است. 
5. شعر سرودن در مدح ومرثيه اهل بيت مورد توجّه و تشويق ائمه است.
6. در عزاداري‌ها بر پرهيز از بدعت، غلوّ و خرافات تأکيد شده است. 
ب) شيوه عزاداري علما و مراجع تقليد در عزاداري
علما به عنوان وارثان انبياء و پرچمداران دين در عصر غيبت سکان‌داران جامعه هستند. سيره و روش اين بزرگان که برگرفته از دستورات دين مبين اسلام است، راهگشاي امت اسلام به سوي خير و سعادت ابديست.
رسول گرامي اسلام مي‌فرمايد:
إنَّ مَثَلَ العُلَماءِ فِي الاَرضِ کَمَثَلِ النُجُومِ فِي السَّماءِ يهتَدي بِها فِي ظُلُماتِ البَرِّ و البَحرِ فإِذا طُمِسَت أو شَکَّ أن تَضِلَّ الهُدَاةُ.
مَثَل دانشمندان در روي زمين، مَثَل ستارگان در آسمان است که در تاريکي‌هاي خشکي و دريا وسيلة راه‌يابي مردمند؛ پس اگر ناپديد شدند، راه‌يافتگان در معرض گمراهي قرار مي‌گيرند.
بنا‌بر‌اين، نگاهي به سيرة علما در عزاداري، مي‌تواند الگويي عملي براي همة عاشقان و ارادتمندان به اهل‌بيت باشد. 
بنيان‌گذار جمهوري اسلامي، امام خميني در مدت پانزده سال که در نجف اشرف تبعيد بود، مقيد بود هر شب در يک ساعت خاص به زيارت اميرالمؤمنين مشرّف شود و زيارت جامعه کبيره را قرائت کند. علاقة امام به اهل‌بيت وصف ناشدني بود. با اين که در برابر مصيبت‌ها صابر و شکيبا بود و حتّي در شهادت حاج آقا مصطفي گريه نکرد، امّا به محض اين که يک روضه‌خوان مي‌گفت «السلام عليک يا اباعبدالله» قطرات اشک از چشمانش سرازير مي‌شد و از شدّت گريه، شانه‌هايش تکان مي‌خورد. بارها در بياناتش بر زنده نگاه داشتن محرّم و صفر تأکيد مي‌کرد، و بر عزاداري به روش سنّتي سفارش مي‌نمود.
معظم له در خصوص لزوم برپائي مراسم روضه‌خواني و سينه‌زني مي‌فرمود:
تکليف آقايان است روضه بخوانند. تکليف مردم است دسته‌هاي شکوهمند بيرون بياورند؛ دسته‌هاي سينه زنِ شکوهمند.
عزاداري‌هاي سنّتي که حاکي از صفاي باطنِ محبّين و ارادتمندان به اهل‌بيت است، موجب مودّتِ بيشتر به خاندان عصمت و طهارت و تقرّبِ در دين مي‌شود. 
مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي نيز در اين رابطه مي‌فرمايد:
برخي کارها‌ست که پرداختن به آن‌ها مردم را به خدا و دين نزديک مي‌کند. يکي از آن کارها همين عزاداري‌هاي سنّتي است که باعث تقرّب بيشترِ مردم به دين مي‌شود. اين‌که امام فرمودند عزاداري سنّتي بکنيد، به خاطر همين تقرّب است. در مجالس عزاداري نشستن، روضه خواندن، سينه زدن و موکب عزا و دسته‌هاي عزاداري به راه انداختن، از اموريست که عواطف عمومي را نسبت به خاندان پيغمبر پر‌جوش مي‌کند و بسيار خوب است.
در حالات مرحوم آخوند ملّا آقاي دربندي که از شاگردان شريف العلما (استاد شيخ انصاري) است نوشته‌اند:
در اقامه مصيبت حضرت سيدالشهداء اهتمام فراواني داشت و بر آن مواظبت مي‌نمود. در اين امر به گونه‌اي بود که در بالاي منبر از شدّت گريه، غش مي‌کرد و در روز عاشورا، لباس‌هاي خود را از بدن در مي‌آورد، پارچه‌اي به خود مي‌بست(شبيه کفن) و خاک بر سر مي‌ريخت و گِل به بدن مي‌ماليد و با همان حالت، بر منبر مي‌رفت و روضه‌خواني مي‌کرد.
علامة اميني صاحب «الغدير» آنچنان شيفته و دل ‌باختة اهل‌بيت بود که وقتي روضه‌خوان، روضة امام حسين را مي‌خواند، علامه با صداي بلند گريه مي‌کرد به طوري که اهل مجلس از مشاهدة حال ايشان منقلب مي‌شدند. اگر در مجلسي که علامه حضور داشت، روضه‌خوان از حضرت زهرا روضه مي‌خواند، خون در رگ‌هاي پيشاني او متراکم مي‌گشت و گونه‌ها‌يش افروخته مي‌شد و اشک بي‌امان از چشمانش جاري بود. 
مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني در بر پايي مجالس عزاداري اهل‌بيت تأکيد مي‌کردند و همه ساله عصر عاشورا خانواده خود را جمع مي‌کردند، خودشان روي صندلي مي‌نشستند و براي جدّشان روضه مي‌خواندند. اين روش را تا پايان عمر ادامه مي‌دادند. 
حضرات آيات عظام وحيد خراساني و صافي گلپايگاني، همه ساله در سالروز شهادت اميرالمؤمنين، حضرت زهرا و نيز امام صادق مردم را براي دستة عزاداري دعوت مي‌کنند و خودشان با اين کهولت سن پيشاپيش عزاداران به صورت پياده حرکت مي‌کنند.
با ذکر اين چند نمونه مي‌توان پي برد که شيوة علما در عزاداري، که بر گرفته از سيرة معصومين است، چگونه بوده است.
البته نمونه‌هاي زيادي ازاين دست، ابراز ارادت علما و مراجع عظام تقليد، در مراسم سوگواري اهل‌بيت وجود داردکه در اين نوشتار مجال ذکر آن نيست.
با بررسي اجمالي در شيوة عزاداري علما و بزرگان دين در مي‌يابيم که:
1. عزاداري‌‌ها ‌مي‌بايست در چارچوب شرع مقدس انجام گيرد.
2. بر اجراي عزاداري‌ها ‌به شکل سنتي تأکيد شده است.
3. عزاداري‌هاي دسته جمعي موجب احياي شعائر و تکريم مقام ائمه مي‌شود.
ج) بدعت‌هاي ناروا در عزاداري
واژه بدعت از ريشه «بدع» به معناي پديد آمدن چيزي است كه سابقه نداشته باشد.
«طريحي» در «مجمع البحرين» مي‌گويد: 
بدعت عبارت است از پديد آوردن چيزي در دين كه در قرآن و سنّت ريشه‌اي ندارد. 
بدعت را، از آن جهت بدعت مي‌گويند كه چون بدون آن كه صاحب شريعت آن مطلب را گفته باشد، در دين وارد گرديده است و از آن‌جا كه سابقه‌اي در دين نداشته، آن را «بدعت» مي‌گويند.
بنابراين بدعت عبارت است از: «صدور حكم و يا عمل به حكمي به عنوان حكمي شرعي و ديني بدون آن كه آن حكم جزو شريعت بوده و يا از كتاب و سنّت، براي اثبات، آن حجت و دليلي وجود داشته باشد.»
براين اساس «بدعت»، هر امر جديد را شامل نمي‌شود، چرا كه هر امر جديدي، باطل و حرام نيست. بدعت مشمول مواردي است كه از جانب شرع نهي شده و يا دليلي ـ خواه به صورت عموم يا خصوص ـ بر جواز و صحت آن وجود نداشته باشد.
بدعت‌گذاري در دين از گناهان كبيره بوده، در حرمت آن هيچ ترديدي نيست. پيامبر اكرم فرمود:
كُلُّ مُحدَثَةٍ بِدعَةٍ و كُلُّ بِدعَةٍ ضَلالَةٍ، و كُلُّ ضَلالَةٍ فِي النَّار
هر نو‌آوري )در دين( بدعت است و هر بدعتي گمراهي است، و هر گمراهي در آتش است.
از آن‌جا که همنشيني با اهل بدعت ممکن است انسان را متهم به بدعت‌گري کند و در رفتار انسان تأثير بگذارد، امام صادق مي‌فرمايد:
با اهل بدعت‏ هم‌صحبت نشويد و با آن‌ها ننشينيد زيرا در نظر مردم اهل بدعت محسوب مي‌شويد. رسول خد فرموده است: مرد، هم‌كيش دوست و رفيق خود است.
امروزه بدعت‌هاي زيادي در عزاداري‌ها ‌به وجود آمده، که هيچ يک در سيرة معصومينو در رفتار علما، ديده نمي‌شود. 
به عنوان مثال:
عدّه‌اي در قالب دستة عزاداري هنگام تشرّف به حرم‌ها، به صورت سينه‌خيز، صورت‌هاي خود را به زمين مي‌سايند و در حالي که صورت‌ها‌شان خراشيده و خون‌آلود است، وارد حرم مي‌شوند.
همچنين بعضي افراد در مراسم عزاداري، «قلادة سگ» به گردن مي‌اندازند يا هنگام سينه زدن، بالا و پائين مي‌پرند و فريادهاي ناهنجاري از خود در مي‌آورند. اين موارد و مسائل متعدّد ديگري که در اين نوشتار مجالِ پرداختنِ به آنها نيست، از بدعت‌هاي وارد شده عزاداري‌ها‌ است. 
رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي با آگاهي کامل نسبت به اين گونه مسائل، در سخناني مي‌فرمايد:
اخيراً يك بدعت عجيب و غريب و نامأنوس ديگر هم در باب زيارت درست كرده‏اند! بدين ترتيب كه وقتي مي‏خواهند قبور مطهّر ائمّه را زيارت كنند، از درِ صحن كه وارد مي‏شوند، روي زمين مي‏خوابند و سينه‏خيز خود را به حرم مي‏رسانند! شما مي‏دانيد كه قبر مطهّر پيغمبر و قبور مطهّر امام حسين7، امام صادق7، موسي بن جعفر7، امام رضا و بقية ائمّه را همة مردم، ايضاً علما و فقهاي بزرگ، در مدينه و عراق و ايران، زيارت مي‏كردند. آيا هرگز شنيده‏ايد كه يك نفر از ائمّه و يا علما، وقتي مي‏خواستند زيارت كنند، خود را از درِ صحن، به طور سينه‏خيز به حرم برسانند؟! اگر اين كار، مستحسن و مستحب بود و مقبول و خوب مي‏نمود، بزرگان ما به انجامش مبادرت مي‏كردند. اما نكردند. حتي نقل شد كه مرحوم آيت‏اللّه العظمي آقاي بروجردي، آن عالم بزرگ و مجتهد قوي و عميق و روشنفكر، عتبه‏بوسي را با اينكه شايد مستحب باشد، منع مي‏كرد. احتمالًا استحبابِ بوسيدن عتبه، در روايت وارد شده است. در كتب دعا كه هست. به ذهنم اين است كه براي عتبه‏بوسي، روايت هم وجود دارد. بااينكه اين كار مستحب است، ايشان مي‏گفتند «انجامش ندهيد، تا مبادا دشمنان خيال كنند سجده مي‏كنيم و عليه شيعه، تشنيعي درست نكنند.» اما امروز، وقتي عدّه‏اي وارد صحن مطهّر علي بن موسي الرّضا مي‏شوند، خود را به زمين مي‏اندازند و دويست متر راه را به‏طور سينه‏خيز مي‏پيمايند تا خود را به حرم برسانند! آيا اين كار درستي است؟ نه؛ اين كار، غلط است. اصلًا اهانت به دين و زيارت است. چه كسي چنين بدعت‌هايي را بين مردم رواج مي‏دهد؟ نكند اين هم كار دشمن باشد؟! اين‏ها را به مردم بگوييد و ذهن‌ها را روشن كنيد.
استفاده از آلات موسيقي و نوازندگي، در دسته‌هاي عزاداري، و نيز پوشيدن لباس زنان توسط مردان در مراسم‌هاي تعزيه‌خواني، از جمله بدعت‌هايي است که سابقه نداشته و مورد نهي علما و مراجع عظام قرار گرفته است. 
مرحوم آيت الله العظمي بروجردي در جلسه‌اي که مسئولين هيئت‌هاي قم حضور داشتند، خطاب به آنان فرمود:
شيوة شما در عزاداري سيدالشهد صحيح نيست اين كه مردان لباس زنان را بپوشند وبه شكل اُسرا درآيند وشبيه‌خواني كنند يا طبل و دُهُل‌ها به كار بيفتد، مورد رضايت سيدالشهدا نيست و به يك معنا معصيت است. عزاداري در حد معقول و معمول همچون سينه‌زني و زنجيرزني بلا‌اشكال است، اما فراتر از آن، مناسب شئون امام حسين نيست.
قمه زدن نيز از اموريست که هيچ سابقه‌اي در سيره وسنّت معصومين ندارد و از سوي جمع زيادي از علما تحريم شده است.اين عمل که از خارجِ مرزها وارد ايران شده موجب سوء استفادة دشمنان اسلام و ضربه زدن به مکتب تشيع گرديده است.
علامه شهيد مطهري در اين باره مي‌فرمايد:
قمه‌زني و بلند کردنِ طبل و شيپور، از ارتدوکس‌هاي قفقاز به ايران سرايت کرد و چون روحية مردم براي پذيرفتن آمادگي داشت، همچون برق در همه جا دويد.
شايد اين نکته به ذهن خطورکند که خيلي از رسوم امروزين در عزاداري‌ها، در سيرة معصومين نبوده است، چرا آن‌ها اين حرمت را ندارند؟
بعضي از اين روش‌هاي امروزين در عزاداري‌ها، ‌تنها يک رسم و عادت قومي و قبيله‌اي است و هيچ گونه مغايرتي با شرع مقدس ندارد، همچنين موجب وهن مذهب و اهل‌بيت نمي‌شود. در مقابل بعضي از اين روش‌ها ‌مخالف شرع مقدس بوده و موجب اهانت به مذهب مي‌شود.
از آن‌جا که دشمنان اسلام منتظر فرصت، براي ضربه زدن به دين مبين اسلام، به ويژه مذهب به حق شيعه هستند، با به تصوير کشيدن صحنه‌هاي وحشتناک از قمه‌زني براي مردم دنيا، از اين فرصت استفاده کرده، اسلام و تشيع را ديني خشن و متوحش نشان مي‌دهند.     
امام خميني1 بزرگترين منادي توحيد در قرن حاضر، مي‌فرمايد:
در وضع موجود قمه نزنيد و شبيه‌خواني اگر مشتمل بر محرّمات و موجب وهن مذهب نباشد، مانع ندارد. اگر چه روضه‌خواني بهتر است و عزاداري براي سيدالشهدا از افضلِ قربات است.
بسيار روشن است، صراحت سخن امام در وضع موجود، به لحاظ موهن بودنِ قمه‌زني است و عملي که موجب وهن مذهب باشد، حرام است.
علمدار ولايت، مقام معظم رهبري نيز در بيان کامل و جامعي مي‌فرمايد:
قمه زدن نيز همين‏طور است. قمه زدن هم از كارهاي خلاف است. مي‏دانم عدّه‏اي خواهند گفت: «حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي‏آورد.» خواهند گفت: «شما به قمه زدن چه كار داشتيد؟ عدّه‏اي مي‏زنند؛ بگذاريد بزنند!» نه؛ نمي‏شود در مقابل اين كارِ غلط سكوت كرد. اگر به گونه‏اي كه طي چهار، پنج سال اخيرِ بعد از جنگ، قمه زدن را ترويج كردند و هنوز هم مي‏كنند، در زمان حيات مبارك امام ترويج مي‏كردند، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مي‏ايستادند. كارِ غلطي است كه عدّه‏اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند. اين كار را مي‏كنند كه چه بشود؟! كجاي اين حركت، عزاداري است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعي نشانة عزاداري است. شما بارها ديده‏ايد، كساني كه مصيبتي برايشان پيش مي‏آيد، بر سر و سينة خود مي‏كوبند. اين نشانة عزاداري معمولي است. اما شما تا به حال كجا ديده‏ايد كه فردي به خاطر رويكرد مصيبتِ عزيزترين عزيزانش، با شمشير بر مغز خود بكوبد و از سرِ خود خون جاري كند؟! كجاي اين كار، عزاداري است؟! قمه زدن، سنّتي جعلي است. از اموري است كه مربوط به دين نيست و بلاشك، خدا هم از انجام آن راضي نيست. علماي سلف دستشان بسته بود و نمي‏توانستند بگويند «اين كار، غلط و خلاف است.» امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوة اسلام است. نبايد كاري كنيم كه آحاد جامعة اسلامي برتر، يعني جامعة محبِّ اهل‌بيت‌:كه به نام مقدس ولي‏عصر أرواحنا فداه، به نام حسين بن علي7 و به نام امير المؤمنين7، مفتخرند، در نظر مسلمانان و غير مسلمانان عالم، به عنوان يك گروه آدم‏هاي خرافي بي‏منطق معرفي شوند. من حقيقتاً هر چه فكر كردم، ديدم نمي‏توانم اين مطلب- قمه زدن- را كه قطعاً يك خلاف و يك بدعت است، به اطّلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنند. بنده راضي نيستم. اگر كسي تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند، من قلباً از او ناراضي‏ام. اين را من جدّاً عرض مي‏كنم. يك‏وقت بود در گوشه و كنار، چند نفر دوْرِ هم جمع مي‏شدند و دور از انظار عمومي مبادرت به قمه‏زني مي‏كردند و كارشان، تظاهر- به اين معنا كه امروز هست- نبود. كسي هم به خوب و بدِ عملشان كار نداشت؛ چرا كه در دايرة محدودي انجام مي‏شد. اما يك‏وقت بناست كه چند هزار نفر، ناگهان در خياباني از خيابان‌هاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و يا شهرهاي خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير بر سر خودشان ضربه وارد كنند. اين كار، قطعاً خلاف است. امام حسين7، به اين معنا راضي نيست. من نمي‏دانم كدام سليقه‏هايي و از كجا اين بدعت‌هاي عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامي و جامعة‏ انقلابي ما مي‏كنند؟!
د) روش‌هاي جلوگيري ازبدعت‌ها 
جلوگيري از بدعت‌ها، يكي از ضروريات جامعه اسلامي است؛ زيرا خواسته يا نا‌خواسته شيوع و گسترش بدعت در جامعه به نفع دشمنان اسلام و انقلاب اسلامي خواهد بود. با رونق گرفتنِ بدعت و خرافه، دشمنان اسلام در صدد هستند، از طرفي مسلمانان را خشونت‌طلب و بي‌منطق معرفي نمايند، و از طرفي ديگر با گسترش بدعت‌ها و وارد كردن بعضي مدل‌هاي غربي در عزاداري‌ها، هويت اصيل اسلامي جامعه را تغيير دهند. با عملي شدن اين خواستة دشمن، كم‌كم غيرت ديني و هويت مذهبي در جامعه كم‌رنگ شده، در نتيجه فرهنگ غرب و بي‌ديني جايگزين آن خواهد شد. لذا مي‌بايست به هر طريق ممکن، با اين خواست دشمن مبارزه كرد، و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نورزيد.
بر اين اساس چندين روش را توصيه مي‌کنيم:
1. ساماندهي تبليغ: ابتدا اقشاري که در امر تبليغ دخالت دارند، مثل، واعظان، مداحان، شاعران و مديران هيئت‌ها، بايد از هم تفکيک و ساماندهي شوند. سپس براي هر کدام مطابق با تخصص آن‌ها، اردوهاي زيارتي يا سياحتي توجيهي برگزار شود تا اين افراد که به عنوان ارکان هيئت‌ها فعاليت دارند با آگاهي کامل نسبت به تحريف‌ها و بدعت‌ها، وظيفة خود را انجام داده و از بدعت، خرافه و تحريف جلوگيري کنند.
2. بصيرت دادن به مردم: اگر مردم نسبت به بدعت‌ها، آگاهي لازم داشته باشند و از آثار سوءِ اين مسئله مطلع باشند، قطعاً با آن برخورد خواهند کرد.
يکي از عواملي که در اين زمينه مي‌تواند نقش مهمّي ايفا کند، رسانه‌هاي ارتباط جمعي هستند.
صدا و سيما مهم‌ترين رسانه‌ايست که مي‌تواند با ساخت برنامه‌هاي مختلف و متنوع در اين زمينه تأثير ژرفي در دل و جان مخاطبين داشته باشد. مطبوعات نيز مي‌توانند با اطلاع‌رساني و درج مقالات علمي به وظيفة خود در اين زمينه عمل نمايند.
دستگاه‌هاي فرهنگي کشور همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي و... نيز ضمن ايجاد آگاهي و بصيرت در مردم از صدور مجوز و پخش آثاري که حاوي تحريفات هستند، جلوگيري نمايند.
3. تدوين آثار و منابع: ديگر راه جلوگيري از بدعت‌ها، خلقِ آثار مکتوب است. تدوين کتاب و مقاله با موضوع بدعت، خرافه و تحريف مي‌تواند جامعه را نسبت به بدعت‌ها، و سوء نيت بدعت‌گران آگاه سازد.
4. ارتباط با علما و مراجع تقليد: از آنجا كه علما، وارثان انبياء الهي و در عصر غيبت سكان‌داران هدايت جامعه هستند رهنمودهاي اين بزرگان كه منبعث از دستورات دين مبين اسلام است، راه‌گشاي جامعه و هدايت امت اسلامي به خير و سعادت جاويدان است.
بر اين اساس ارتباط تنگاتنگ با علما و مراجع عظام، و استفاده از رهنمودهاي اين بزرگان، براي جلوگيري از بدعت و برخورد جدي با جعليات و تحريف‌ها ، لازم و ضروري به نظر مي‌رسد؛ اين علما بودند كه در مقاطع مختلف با تحريف‌ها، بدعت‌ها و خرافات برخورد كرده‌، با تمام توان در مقابل اين گونه اعمال عکس العمل نشان داده‌اند تا اسلام دين هميشه جاويد تاريخ باقي بماند. 
در همين ارتباط پس از پيروزي انقلاب اسلامي جرياني تحت تأثير محافل روشنفكري در ايران شكل گرفت كه با عزاداري حسيني به صورت سنتي، به مخالفت پرداخت. بنيانگذار جمهوري اسلامي امام خميني1 با شدّت در مقابل اين تفكّر ايستاد و طي چند سخنراني به تبيين نقش مجالس عزاي حسيني در حفظ و بقاي مكتب تشيع پرداخته و ضرورت برگزاري مراسم عزاداري به همان شيوة سنّتي را مورد تأكيد قرار دادند.
ما بايد حافظ اين سنّت‌هاي اسلامي، حافظ اين دسته‌جات مبارک اسلامي که در عاشورا، در محرّم و صفر، در مواقع مقتضي به راه مي‌افتند ،]باشيم [تأکيد کنيم که بيشتر دنبالش باشند. محرّم و صفر است که اسلام را نگه داشته است. فداکاري سيدالشهدا7 است که اسلام را براي ما زنده نگه داشته است؛ زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنّتي خودش از طرف روحانيون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف توده‌هاي مردم با همان ترتيب سابق که دسته‌جات معظم و منظم، دسته‌جات عزاداري به عنوان عزاداري راه مي‌افتاد. بايد بدانيد که اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين سنّت‌ها را حفظ کنيد.
5. ارائه الگوهاي مناسب: انسان‌هاي با ايمان همواره در جستجوي الگوي‌هاي مناسب و پسنديده هستند تا با پيروي از آن‌ها، به سعادت و خوشبختي جاويدان برسند. در اين مسير اگر هدايت الهي نباشد، ممکن است انسان در انتخابِ الگوي مناسب دچار اشتباه شده به انحراف کشيده شود.
ازآنجا که شناساندن آداب و روش‌هاي نيکو، حتّي معرفي انسان‌‌هاي با ايمان و درستکار به جامعه، از سنّت‌هاي خداوند متعال است، با سيري اجمالي در قرآن کريم، انسان مي‌تواند الگوي مناسب براي رسيدن به سعادت ابدي را به‌دست آورد.  
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا
به يقين براي شما در (زندگي)، پيامبر خدا سرمشق نيكويي بود، براي آن‌هايي كه اميد به رحمت خدا و روز بازپسين دارند و خدا را بسيار ياد مي‌كنند. 
«اسوه» درمورد تأسّي و پيروي كردن از ديگران در كارهاي خوب به كار مي‌رود. خداوند در اين آيه مي‌فرمايند: « بهترين الگو براي شما نه تنها در اين ميدان بلكه در تمام زندگي، شخص پيامبر است. روحيات عالي او، استقامت و شكيبائي او، هوشياري و درايت و اخلاص و توجه به خدا و تسلط او بر حوادث و زانو نزدن در برابر سختي‌ها و مشكلات، هر كدام مي‌تواند الگو و سرمشقي براي همة مسلمين باشد.»
همچنين اهل‌بيت: گرامي پيامبر که طبق آية سي‌و‌سه سورة احزاب، از هر گونه آلودگي پاک و مبرّا و شايسته ترين الگو براي پيروي هستند. بنا‌بر‌اين، تبيين سيرة نبوي ائمة اطهار: و نيز سيرة علماي عامل، بهترين الگو در همة مراحل زندگي، به ويژه روش عزاداري خواهد بود.
همچنين نبايد فراموش کرد که برخورد با پديد آورندگان بدعت‌ها يک اصل مهم است؛ زيرا اين افراد خواسته يا نا خواسته در جهت اهداف دشمنان اسلام گام برمي‌دارند و موجب مخدوش شدن چهرة دين مي‌شوند.
علامه شهيد مرتضي مطهري مي‌فرمايد:
همه وظيفه دارند كه با بدعت مبارزه كنند.
در حقيقت بدعت‌گري عملي است که تا قيامت هر کس آن را مرتکب شود، گناهش به گردن آن‌هاست.
پيامبر گرامي اسلام9 مي‌فرمايد: 
مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً كَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَة.
يعني كسي كه احداث كند طريقه خوبي را، براي اوست اجر و ثواب آن و ثواب هر كس كه عمل كند به آن تا روز قيامت؛ و كسي كه اختراع كند طريقه بدي را، بر اوست گناه، و گناه هر كس كه عمل كند به آن، تا روز قيامت.
بنابراين بر همة خدا باوران فرض است، ابتدا بدعت‌ها ‌و تحريف‌ها را بشناسند، سپس از شيوع و گسترش آن در همة سطوح جامعه به ويژه در عزاداري‌ها جلوگيري کنند.
نتيجه گيري
در پايان به اين نتيجه مي‌رسيم که روش ائمه در عزاداري، بسيار ساده و روشن بوده و هيچ گونه افراط و تفريطي در آن وجود نداشته است همچنين پيامبر اسلام9 هر گونه بدعت را گمراهي و سر‌انجام آن را آتش دوزخ دانسته‌اند. از آنجا که ورود بدعت‌هاي ناروا در عزاداري‌ها موجب ضربه زدن به دين و وهن مذهب مي‌شود، بهترين روش براي عزاداري، پيروي نمودن از سيرة ائمه معصومين: و وارثان انبياء، يعني علماء است.
بنا‌بر‌اين، براي جلوگيري از آسيب‌هاي امروزين عزاداري‌ها ـ که خواست دشمنان اسلام نيز هست ـ بايد دست به کار شد و به روش‌هاي مختلف که به بعضي از آن‌ها در اين مقاله اشاره شد، با خواست دشمن مبارزه کرد.
پي‌نوشت‌ها:
* . پژوهشگر پژوهشکده تحقيقات اسلامي.
 . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار(تهران، اسلاميه، مکرر، مختلف)، ج69، ص264.
 . وسائل الشيعة الي تحصيل مسائل الشريعة، محدث عاملي، (قم، آل البيت، اول، 1409ق)، ج12، ص249.
 . مجموعه آثار، شهيد مطهري، ج17،ص611.
 . من لايحضره الفقيه، ابن بابويه محمدبن علي، (قم، جامعه مدرسين، 1413ق)، ج1، ص183.
 . بحارالانوار، محمد باقر مجلسي، (تهران، اسلاميه، مکرر، مختلف)،  ج47، ص249. از اين روايت پيداست شرکت در مجالس عزاي اهلبيت: وابراز همدردي نمودن موجب تسلاي خاطر و رضايت رسول گرامي اسلام9 است.
 . سنن النبي…، علامه طباطبائي، (تهران، اسلامية، هفتم، 1378ش)، ص 214. 
 . الکافي، محمد بن يعقوب کليني، (تهران، اسلامية، دوم، 1362هـ)ج 5، ص 117.
 . رجال کشي، محمد بن عمر کشي، ( قم، آل البيت:)، ج 2،ص574 ـ 575.
 . روضة الواعظين، فتال نيشابوري، (قم، رضي، اول، ن)، ج 1، ص 170.
 . از آنجا که روش ائمه: درعزاداري ذکر مصائب و گريه کردن بر آنها بوده است؛ بر اين اساس پاداشهاي قرار داده شده، بر ذکر مصائب و گريه کردن است، به عنوان مثال:  در روايت بالا امام صادق7 ميفرمايد: هر کس در مصيبت حسين† شعري بگويد که خود بگريد و ديگران را بگرياند، خداوند متعال بهشت را بر او واجب ميکند، واو را مورد رحمت و مغفرت قرار ميدهد.
 . بحارالانوار، محمد باقر،مجلسي، ج 2، ص 25.
 . سيماي فرزانگان، رضا مختاري، (قم، دفتر تبليغات، اول، 1366ش) ص181.
 . صحيفه امام، ج11، ص100. 
 . نرم افزار حديث ولايت، بيانات سال73، ص64.
 . پيشين، ص184.
 . پيشين، ص183.
 . به نقل از فرزند ايشان حجت السلام والمسلمين حاج سيد باقرگلپايگاني، بدون واسطه. 
 . مقاييس اللغة، احمد ابن فارس، (قم، دارالکتب العلميه، ن) ج1، ص209. 
 . مجمع البحرين، طريحي، (تهران، نشر فرهنگ اسلامي، دوم، 1367ش) ج4، ص298.
 . همان، ج4، ص298.
 . حضرت علي7 ميفرمايد: انما الناس رجلان متبع شرعه و متبدعه، ليس معه من الله برهان لسنة و لا ضياء حجته. مردم دو دستهاند: پيرو شريعت و پديد آورنده بدعت، که او را نه برهاني از سنت و نه چراغي روشن از دليل و حجت. (وسائل الشيعة، شيخ حر عاملي، ج18، ص97، ح31)
 . کشف الغمة في معرفة الائمة، محدث اربلي، (تبريز، بنيهاشمي، اول، 1381 ق)، ج2، ص134.
 . أصول الكافي، محمد بن يعقوب كليني، ترجمه: كمره‏اي، (قم، چاپ سوم، 1375 ش)، ج 5، ص 379.
 . بيانات در جمع روحانيون استان«كهكيلويه و بويراحمد» در آستانه ماه محرم سال‏1373 .
 . 
 . جاذبه و دافعه علي†، مرتضي مطهري، ص154.
 . مجموعه آثار امام خمينيŠ، استفتاءات، ج3، ص581.
 . مقام معظم رهبري، بيانات، ص64، 1373ش.
 . همان، ص64.
 . استفاده از سبکهاي غربي در سرودها و نوحهها، توسط بعضي مداحان.
 . صحيفه امام، ج15، ص331.
 . احزاب، آيه 21.
 . تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، (تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1374ش)، ج17، ص242. 
 . اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.
 . آشنايي با قرآن، مجموعه آثار، شهيد مطهري، ج26،ص415.
 . دفاع از تشيع، بحثهاي كلامي شيخ مفيد، آقا جمال خوانساري، (قم، مؤمنين، اول، 1377ش)، ص 272.
 . إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاء، (امالي صدوق، شيخ صدوق، بيروت، اعلمي، پنجم، 1400ق، ص60، المجلس الرابع عشر. 
 
 
تمامی حقوق این تارنما محفوظ است